برشی از کتاب جاودانگی
زندگی در جهانی را تصور کن
که در آن آیینه نباشد.
تو درباره ی صورتت خیالبافی می کنی
و تصورت این است
که صورتت بازتاب آن چیزی است که در درون تو است.
و بعد وقتی چهل ساله شدی،
کسی برای اولین بار آیینه ای در برابرت می گیرد.
وحشت خودت را مجسم کن!
تو صورت یک بیگانه را خواهی دید
و به روشنی به چیزی پی خواهی برد که قادر به پذیرفتنش نیستی:
صورتِ تو،
خودِ تو نیست.
.......................
– جاودانگی اثر میلان کوندرا
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۹ ساعت 11:15 توسط سیدجواد
|
..... من آن ناخوانده آوازم