زندگی در جهانی را تصور کن

که در آن آیینه نباشد.

تو درباره ی صورتت خیالبافی می کنی

و تصورت این است

که صورتت بازتاب آن چیزی است که در درون تو است.
و بعد وقتی چهل ساله شدی،

کسی برای اولین بار آیینه ای در برابرت می گیرد.

وحشت خودت را مجسم کن!

تو صورت یک بیگانه را خواهی دید

و به روشنی به چیزی پی خواهی برد که قادر به پذیرفتنش نیستی:

صورتِ تو،

خودِ تو نیست.

.......................

– جاودانگی اثر میلان کوندرا